شاهین عدالت

انتشارات جزوات ‘اخبار حقوقی ‘ ازمون های کانون وکلا ‘ قوانین مصوب مجلس

نحوه تنظیم دادخواست

رسیدگی به دعاوی حقوقی در دادگستری مستلزم تقدیم دادخواست از طرف مدعی (خواهان) می باشد. دادخواست به دفتر دادگاه و در نقاطی که چندین شعبه وجود دارد، به دفتر شعبه اول تسلیم می گردد.دادخواست به برگه چاپی مخصوصی گفته می شود که درخواست خواهان درآن قید شده است یا به عبارت دیگر «دادخواست بیان ادعا نزد مراجع قضایی در اوراق مخصوص است ». دادخواست را می توان از محل فروش اوراق قضایی واقع در کلیه دادگستری ها و مجتمع های قضایی در سراسر کشور تهیه نمود. هر چند دادخواست براساس نوع مطالب مندرج در آنها (بر اساس نوع خواسته) تا حدی با هم متفاوتند اما همگی آنها اغلب حاوی نکات زیر می باشند ، اما قبل از اینکه به نحوه تنظیم و ارکان دادخواست بپردازیم اول به اقسام دعوا و شرایط تحقق دعوا می پردازیم .
اقسام دعوا

دعاوی را از جهات مختلف طبقه بندی کرده اند که دعوای حقوقی و دعوای کیفری مهمترین تقسیم بندی هاست. دعوای حقوقی از اختلاف در روابط حقوقی ، مدنی و تجاری ناشی می شود. این اصطلاح در مقابل دعوای جزایی یا کیفری استعمال می شود. دعوای کیفری عبارت از دعوایی است که موضوع آن رسیدگی به جرمی از جرایم است ؛ جرایمی که وقوع آن و اقامه دعوا یا شکایت علیه آن از سوی شاکی عمومی یا خصوصی منجر به صدور کیفر یا مجازات معین برای آن می شود. یک دعوای حقوقی یا کیفری به انواع دیگری نیز تقسیم می شود. در واقع ، دعوای حقوقی یا کیفری به دعواهای مالی و غیرمالی ، خانوادگی و غیرخانوادگی ، دعوای عینی و دینی نیز تقسیم می شود.
شرایط تحقق دعوی
شرایط تحقق دعوا به زبان ساده تر، یعنی این که شکایت یا دعوا چه ویژگی هایی باید داشته باشد که بتوان آن را در محکمه مطرح کرد. وجود حق و تجاوز و تعدی یا انکار نسبت به حق مزبور ۲ شرط اصلی تحقق شکایت است ؛ یعنی حقی وجود داشته باشد که این حق پایمال شده باشد. در این صورت ۲ طیف شکل می گیرد که یکی ذی نفع و خواهان و دیگری خوانده یا خواندگان هستند؛ یعنی کسی که حق او پایمال شده و کسی یا کسانی که حق را پایمال کرده اند. شروط دیگر این است که مورد دعوا یا شکایت و در واقع محتوای شکایت معین و مشخص باشد و قابلیت اقامه دعوا را داشته باشد. به عبارت دیگر موضوعی باشد که قانوناً و ذاتاً قابل شکایت باشد. پس از احراز این شکایت در یک دعوا، نوبت به تنظیم و تقدیم دادخواست مطابق مقررات قانونی از سوی اقامه کننده دعوی یا نماینده قانونی (وکیل) او می رسد.
دادخواست چیست؟
حال باید بدانیم دادخواست و محتوای آن چیست؟ مطابق قانون ، رسیدگی به دعاوی حقوقی در دادگستری به تقدیم دادخواست نیاز و مهر و دادخواست بیان ادعا نزد مراجع قضایی در اوراق مخصوص است ، دادخواست باید حاوی نکات زیر باشد:نام ، نام خانوادگی ، نام پدر ، سن ، اقامتگاه و حتی الامکان شغل خواهان (یا شاکی) و در صورتی که دادخواست توسط وکیل تقدیم شود ، مشخصات وکیل نیز باید درج شود. نام ، نام خانوادگی ، اقامتگاه و شغل خوانده تعیین خواسته و بهای آن مگر آن که تعیین بها ممکن نبوده یا خواسته مالی نباشد.تعهدات یا جهاتی که به موجب آن ، خواهان خود را مستحق مطالبه می داند؛ به طوری که مقصود واضح و روشن باشد. در واقع دادخواست باید حاوی دلایل و شرح مواردی باشد که به موجب آن شاکی خود را مستحق شکایت و مطالبه حق و حقوق خود می داند.در دادخواست باید ادله و وسایلی که خواهان برای اثبات ادعای خود دارد، از اسناد و نوشته هاو شهود و غیره ذکر شود.بدیهی است که امضای دادخواست دهنده و در صورت عجز از امضا اثر انگشت او نیز لازم است.
به موجب قانون ، در صورتی که هر یک از اصحاب دعوی عنوان قیم ، متولی ، وصی ، مدیریت شرکت و امثال آن را داشته باشد، باید تصریح شود. همچنین اقامتگاه خواهان و خوانده باید با تمام خصوصیات از قبیل شهر، روستا، خیابان ، پلاک ، طبقه و… و اگر خواهان و یا خوانده شخص حقوقی باشد، اقامتگاه شخص حقوقی قید شود.
تفاوت دادخواست با درخواست اگر شما به هر دلیل مجبور به تقدیم دادخواست به دادگاه شدید، باید این را نیز بدانید که در مقابل دادخواست مفهومی به نام درخواست نیز وجود دارد که متفاوت از دادخواست است.
درخواست در خصوص امور غیرترافعی است ولی دادخواست برای دعاوی ترافعی است یعنی دادخواست برای حل و رفع یک مرافعه است اما درخواست این گونه نیست. دادخواست الزاماً باید در فرم مخصوص چاپی نوشته شود ولی در درخواست چنین نیست. درخواست در واقع خواسته ای از دادگاه است که خیلی از مراحل و شرایط دادخواست را ندارد و نیازی به نوشتن آن روی فرمهای مخصوص چاپی دادگاه ها نیست.
هر دادخواستی نوعی درخواست هم هست ولی عکس آن صادق نیست. به طور کلی درخواست هایی که به مراجع قضایی تقدیم می شود ، برخی باید حتماً در برگ چاپی مخصوص باشد و بعضی دیگر لازم نیست در فرم مخصوص چاپی بوده باشد. دسته دوم را به اصطلاح درخواست گویند.درخواست هایی که به تقدیم دادخواست نیاز ندارد، عبارتند از: درخواست تامین دلیل ، درخواست تامین خواسته ، درخواست صدور گواهی انحصار وراثت ، درخواست مهر و موم ، ترکه ، درخواست تحریر ترکه ، درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش ، درخواست صدور گواهی صلح و سازش یا صدور گواهی گزارش اصلاحی ، درخواست تاخیر اجرای حکم ، درخواست صدور حکم به بطلان رای داور، درخواست هزینه رفت وآمد به دادگاه و جبران خسارت حاصله از آن از جانب شاهدان ، درخواست صدور حکم حجر، تعیین قیم و درخواست تقسیم ترکه یا ارث از جمله درخواست هایی است که دادگاه ها به آن رسیدگی می کنند و اصولا ماهیت آن شکایتی یا دعوایی نیست.

ارکان دادخواست

اما بد نیست بدانید که یک دادخواست از ۳ ضلع اصلی خواهان (شاکی) خوانده و موضوع دادخواست تشکیل شده است.
الف – خواهان
خواهان یا مدعی شخصی است که از دادگاه چیزی برای خود و به ضرر دیگری می خواهد.
ب – خوانده (رکن دوم دادخواست)
خوانده یا مدعی علیه ، شخصی است که دعوی به او توجه دارد. به عبارت دیگر شخصی است که ادعای علیه او اقامه شود.
ج – رکن سوم دادخواست (خواسته یا موضوع دعوی)
تعریف خواسته آنچه را مدعی از دادگاه تقاضا می کند ، خواسته یا مدعی به گویند.به عبارت دیگر، آن چیزی را که در مرافعات و امور حسبی از دادگاه می خواهد، اصطلاحا خواسته نامند.
د – رکن چهارم دادخواست :
تمبر و هزینه دادرسی تعریف و مفهوم هزینه دادرسی هزینه دادرسی ، عبارت از هزینه برگه ای که به دادگاه داده می شود، به اضافه هزینه قرار و احکام و در واقع هزینه رسیدگی به شکایت از سوی دادگاه است.
بهای اوراق دادخواست و اظهارنامه و برگ اجراییه احکام دادگاه ها و هیاتهای حل اختلاف هزینه دادرسی مرحله بدوی رسیدگی هزینه دادرسی مرحله تجدیدنظرخواهی هزینه دادرسی دعاوی غیرمالی و درخواست تامین دلیل خواسته در تمامی مراجع قضایی هزینه اجرای موقت احکام هزینه تطبیق اوراق با اصل آنها در دفاتر دادگاه ها و دیگر مراجع قضایی هزینه ابلاغ اظهارنامه و واخواست نامه هزینه اجرای احکام تخلیه از جمله هزینه های دادرسی است که در قانون تصریح شده و مشخص است.
و رکن پنجم :
شرح دادخواست شرح دعوی و دلایل و پیوست های آن در مورد شکایت شده ، شرح دادخواست نامیده می شود.
بدین ترتیب با تقدیم دادخواست و تکمیل آن به صورت دقیق یک شکایت مطرح می شود و سپس در مراحل رسیدگی قرار می گیرد.

نحوه تنظیم دادخواست
- نام، نام خانوادگی،‌نام پدر، سن،‌اقامتگاه و در صورت امکان شغل خواهان
-خواهان یا مدعی شخصی است که از دادگاه چیزی برای خود و به ضرر دیگری می خواهد.
-در صورتی که دادخواست توسط وکیل تقدیم شود، مشخصات وکیل باید درج گردد.
-قید نشدن مشخصات یا ناقص بودن آن باعث رد دادخواست خواهان می گردد.
- نام، نام خانوادگی، اقامتگاه و شغل خوانده.
خوانده یا مدعی علیه شخصی است که دعوی به او توجه دارد. به عبارت دیگر، شخصی است که ادعا علیه او اقامه شود. در صورت قید نشدن مشخصات یا ناقص بودن آن، دادگاه طی یک اخطاریه به خواهان فرصت می دهد تا نسبت به رفع نقص اقدام نماید در غیر این صورت دادخواست خواهان رد خواهد شد
تعیین خواسته و بهای آن مگر آنکه تعین بها ممکن نبوده یا خواسته «مالی» نباشد.
آنچه را که مدعی از دادگاه تقاضا می نماید خواسته یا مدعی به گویند.
خواسته یا مالی است یا غیرمالی.
تعهدات یا جهاتی که به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه می داند به طوری که مقصود واضح و روشن باشد.
آنچه را که خواهان از دادگاه درخواست دارد (عنوان دادخواست)
شرح دادخواست: ذکر ادله و وسایلی که خواهان برای اثبات ادعای خود دارد، از اسناد و نوشته ها، شهود و غیره.
امضای خواهان و در صورت عجز از امضا، اثر برای روشن تر شدن مسایل چند نمونه از دادخواست هایی راکه در ارتباط با طلاق به دادگاه ارایه می گردند، عنوان خواهیم نمود:
دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش
مشخصات طرفین نام نام‌خانوادگی نام‌پدر شغل محل اقامت
شهرـ خیابان ـ کوچه ـ شماره ـ پلاک
خواهان زوجه
خوانده زوج
وکیل یا نماینده قانونی مشخصات وکیل یا نماینده قانونی در صورت داشتن
تعیین خواسته و بهای آن مطالبه اجرت المثل……. سال زندگی مشترک مقوم به مبلغ …….ریال
دلایل و منضمات دادخواست فتوکپی عقدنامه
ریاست محترم دادگاه عمومی ……………………………………….
احتراماًٌ به استحضار ریاست محترم می رساند اینجانبه ……… با آقای ………خوانده دعوی مدت …… سال زندگی مشترک داشته ایم که به علت ……..طبق طلاقنامه ………. شماره……… دفترخانه شماره ………. بین ما طلاق واقع گردیده است . لکن چون در طول ……… سال ……… زندگی مشترک کارهای ذیل را۱…………….۲ ……………۳……………… و ………………. بدون قصد انجام داده و از بابت آن اعمال اجرتی دریافت نداشته ام با توجه به اینکه خوانده مکلف است اجرت المثل کارهای انجام شده از تاریخ …………… تا زمان وقوع طلاق را بپردازد لذا با استناد به ماده ۳۳۶ قانون مدنی و تبصره ۶ ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام با تقدیم دادخواست‌، تقاضای صدور حکم بر محکومیت مشارالیه به پرداخت اصل خواسته و خسارات قانونی مورد استدعاست.
محل امضاء ـ مهر ـ انگشت
دادخواست طلاق از طرف زوج
مشخصات طرفین نام نام‌خانوادگی نام‌پدر شغل محل اقامت
شهرـ خیابان ـ کوچه ـ شماره ـ پلاک
خواهان زوجه
خوانده زوج
وکیل یا نماینده قانونی مشخصات وکیل یا نماینده قانونی در صورت داشتن
تعیین خواسته و بهای آن صدور گواهی عدم امکان سازش برای اجرای صیغه طلاق
دلایل و منضمات دادخواست
ریاست محترم دادگاه عمومی ……………………………………….
احتراماًٌ به استحضار می رساند با توجه به عقدنامه پیوستی اینجانب و زوجه خانم………….. فرزند……….به تاریخ ………… به عقد دایم ازدواج نموده و………….سال ـ ماه از زندگی مشترک می گذرد و حاصل زندگی ……. فرزند…… ساله می باشد/ هیچ فرزندی نداریم حال با توجه به اختلاف و ناراحتی های پیش آمده و عدم امکان ادامه زندگی مشترک و سوء رفتار نامبرده به استناد ماده ۱۱۳۳قانون مدنی تقاضای رسیدگی و صدور گواهی عدم امکان سازش را به لحاظ اینکه ۱مهریه را یکجا پرداخت می کنم.۲ اجرت المثل کاری همسرم را تا روز طلاق با تعیین مبلغ از طرف دادگاه به صورت یکجا می پردازم.استدعا دارد.
محل امضاء ـ مهر ـ انگشت
شماره و تاریخ ثبت دادخواست
شماره شعبه ……………………………. دادگاه عمومی ………………………………. رسیدگی فرمایید.
نام و نام خانوادگی مقام ارجاع کننده
تاریخ / /
امضاء
تاریخ
دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش
مشخصات طرفین نام نام‌خانوادگی نام‌پدر شغل محل اقامت
شهرـ خیابان ـ کوچه ـ شماره ـ پلاک
خواهان زوجه
خوانده زوج
وکیل یا نماینده قانونی مشخصات وکیل یا نماینده قانونی در صورت داشتن
تعیین خواسته و بهای آن صدور گواهی عدم امکان سازش برای طلاق
دلایل و منضمات دادخواست فتوکپی عقدنامه
ریاست محترم دادگاه عمومی ……………………………………….
احتراماًٌ به استحضار ریاست محترم می رساند با توجه به عقدنامه پیوست اینجانب با خوانده به تاریخ……………
ازدواج نموده ایم و حاصل این زندگی مشترک …………فرزند می باشد ولی با توجه با اختلافات پیش آمده و عدم امکان ادامه زندگی مشترک و تقاضای رسیدگی و صدور گواهی عدم امکان سازش با احتساب خسارات قانونی مورد استدعاست. محل امضاء ـ مهر ـ انگشت

دادخواست ثبت واقعه رجوع

مشخصات طرفین نام نام‌خانوادگی نام‌پدر شغل محل اقامت
شهرـ خیابان ـ کوچه ـ شماره ـ پلاک
خواهان زوجه
خوانده زوج
وکیل یا نماینده قانونی مشخصات وکیل یا نماینده قانونی در صورت داشتن
تعیین خواسته و بهای آن ثبت واقعه رجوع
دلایل و منضمات دادخواست
ریاست محترم دادگاه عمومی ……………………………………….
احتراماًٌ اینجانبه به موجب طلاقنامه شماره ………………………. شهرستان …………………. درتاریخ …………….. از همسرم به نام ……………………….. جدا شده بودم . ولی در ایام عده رجوع واقع گردیده لکن خوانده از ثبت واقعه رجوع امتناع می نماید.
لذا تقاضای رسیدگی و الزام خوانده به ثبت واقعه رجوع را با لحاظ کلیه خسارات و هزینه دادرسی دارم.
محل امضاء ـ مهر ـ انگشت
همان گونه که ملاحظه می شود فرم دادخواست حاوی جاهای خالی است که باید به تناسب هر قسمت پر شود و در صورت عدم تکمیل، ضمانت های شدید اجرایی دراین خصوص وجود دارد که در اینجا توضیحات لازم در مورد کیفیت تکمیل و ضمانت اجراهای مربوط مطرح می گردد:
مشخصات خواهان (کسی که خواسته و دعوی خود را مطرح می کند) و خوانده (کسی که دعوی مطروحه علیه وی طرح و اقامه می شود) یعنی نام، نام خانوادگی، نام پدر، شغل و نشانی محل اقامت (شهر، خیابان، کوچه، شماره پلاک) باید تکمیل شود. در صورت معلوم نبودن خواهان یا محل اقامت او، مدیردفتر دادگاه مکلف می گردد که قرار ردی را ظرف دو روز از تاریخ رسید دادخواست صادر کند و به دیوار دفتر آن دادگاه الصاق نماید.
دادخواست خواهان باید به ظرفیت شخص حقیقی یا حقوقی (مثل سازمانی خاص) طرح واقامه شود. بنابراین قید کامل مشخصات خوانده و نشانی اقامتگاه وی امری ضروری است؛ هرچند در صورت عدم قید مشخصات خوانده در دادخواست، مدیر دفتر دادگاه به خواهان اخطار می کند که ظرف مدت۱۰روز مشخصات خوانده را تکمیلاً به دادگاه اعلام کند. در صورتی که خواهان اقامتگاه دقیق خوانده را در اختیار نداشته باشد، می تواند از دادگاه درخواست کند که وی را به لحاظ مجهول المکان بودن، از طریق نشر آگهی در مطبوعات (روزنامه کثیرالانتشار) به دادرسی دعوت نماید.
دراین صورت خواهان هزینه نشر آگهی دعوت خوانده به دادرسی را نیز به بانک پرداخت کرده و قبض آن نیز به پرونده ضمیمه می شود. در صورتی که خواهان وکیل داشته باشد، مشخصات کامل وی در دادخواست آورده می شود.
خواهان باید آنچه را که از خوانده می خواهد به عنوان خواسته خود در دادخواست تعیین و میزان آن را از حیث بها مشخص کند. در صورتی که دعوی و خواسته غیرمالی باشد.
باید به میزان ۵ هزار ریال به عنوان هزینه دادرسی و صدریال بهای هر برگ دادخواست تمبر باطل کند. هزینه دادرسی در دعاوی مالی به مأخذ تا ۱۰ میلیون ریال معادل ۱/۵%ارزش خواسته وبیش از ۱۰ میلیون ریال به نسبت مازاد بر آن ۲% ارزش خواسته تمبر باطل می شود . اما در دعاوی مالی غیرمنقول و خلع ید (متصرف) از اعیان غیرمنقول، هزینه دادرسی مطابق ارزش معاملات املاک در هر منطقه توسط دفتر دادگاه تقویم و براساس آن هزینه دادرسی تعیین می گردد و سپس ابطال تمبر صورت می گیرد.از جمله موارد دیگری که آوردن آن درخواست ضرورت دارد، ذکر ادله و مستنداتی است که ادعای خواهان را به اثبات می رساند.دادخواست پس از تکمیل به صورت فوق الذکر و بیان شرح ماوقع اختلاف و دعوی (درقسمت شرح دادخواست) ذیل آن باید به وسیله خواهان امضاء یا با اثر انگشت تأیید گردد.دادخواست و پیوست های آن باید به تعداد خواندگان به اضافه یک نسخه باشد. درتمامی اشکال فوق الذکر در صورت عدم تکمیل دادخواست از حیث مشخصات خواهان و خوانده،‌عدم تعیین خواسته، عدم قید روشن و واضح تعهدات و جهاتی که خواهان خود را مستحق مطالبه می داند و خواسته دقیق وی و ادله و وسایلی که برای اثبات ادعای خود دارد، در پی اخطار دفتر دادگاه به خواهان و عدم برطرف نمودن نقایص مذکور در ظرف مهلت ۱۰روز، قرار ردی از سوی مدیر دفتر دادگاه صادر می شود که این قرار در طی مدت ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ به وی در همان دادگاه قابل شکایت و اعتراض می باشد. با وصول دادخواست و گواهی تکمیلی آن توسط مدیر دفتر دادگاه، ریاست دادگاه یا دادرس علی البدل (به عنوان جانشین وی) دستور تعیین وقت دادرسی و دعوت طرفین در وقت دادرسی تعیین شده را صادر می کنند . در ضمن نسخه ثانی دادخواست و ضمایم آن به خوانده نیز ابلاغ می شود.
۱ـ اگرچه در تعریف دعاوی مالی اختلاف است، اما برای تشخیص آنها می توان از ملاک زیر استفاده کرد: دعوای مالی دعوایی است که هدف طرح کننده آن (خواهان) بدست آوردن مال باشد. مثلاً در دعوای مطالبه سفته بدست آوردن وجه آن منظور است ولی در دعوای غیرمالی هدف خواهان مستقیماً بدست آوردن مال نیست گرچه ممکن است دارای آثار مالی هم باشد. مثلاً زنی که دعوای اثبات زوجیت طرح می کند، در صورت برنده شدن در دعوا به واسطه این حکم می تواند از شوهرش تقاضای نفقه هم بکند.
۲_ بند ۱۳ و ۶ قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آب در موارد معین.
۳ ـ بند الف از ماده ۱۲ قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین.
۴ ـ ذیل بند ج از ماده ۱۲ قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین.

+ نوشته شده در  89/02/20ساعت 11 بعد از ظهر  توسط محمد علی اشتری  |